بازار کار فناوری زیرسایه بحران: نبرد برای ماندن در عصر جنگ و هوش مصنوعی
بازار کار فناوری کشور پس از تجربه بحرانهای متعدد حالا به نقطهای رسیده که حجم رزومهها گسترده، میزان تقاضای کار افزایشی و سازمانها بهدنبال نیروی متخصص و بامهارتهای جدید هستند اما هیچ یک از این عوامل نتوانسته روند جذب نیروی انسانی را تسهیل کند. اکوسیستم فناوری و نوآوری در روزهایی که با تهدید جنگ، نوسانهای اقتصادی و کمبود سرمایهگذاری روبهروست در استخدام و توسعه سرمایه انسانی خود همچنان دست به عصاتر پیش میرود.
بهگزارش پیوست، شرایط کلان کشور، استراتژی شرکتها و استارتآپها را تغییر داده و از سمت دیگر تکرار سلسله اتفاقات چالشبرانگیز و قطعی پرشمار اینترنت منجر شده تا فعالان حوزه فناوری و نیروی انسانی اکوسیستم دیجیتالمحور بیش از گذشته به فکر مهاجرت یا همکاری با شرکتهای خارجی باشند.
از نگاه فعالان و کارشناسان اکوسیستم فناوری کشور، علاوهبر عوامل یاد شده، هوش مصنوعی هم به بازیگر مهم و تاثیرگذار در این فضا تبدیل شده که در کنار جنگ میتواند زنگ خطر تهدید امنیت شغلی را بلندتر به صدا درمیآورد. از نگاه فعالان این حوزه، در صورت تداوم این وضعیت و پیش نیامدن رخدادی عجیبتر میتوان متصور شد که اکوسیستم تا پایان سال بتواند ترمیم شود اما در غیر این صورت همه نتایج به شرایط کلی کشور بستگی پیدا میکند.
روند دشوار جذب نیروی انسانی پس از تعدیل
مشکات اسدی، مدیر نوآوری و ارتباط با صنعت کارخانه هوش مصنوعی ایران، معتقد است بحرانهای سال گذشته همه ابعاد اکوسیستم فناوری و نوآوری کشور را تحت تاثیر قرار داده و در این میان، نیروی انسانی بیش از هر بخش دیگری آسیب دیده است. به گفته او، جنگ و تورم افسارگسیخته دو عامل اصلی بودند که چالشهای بازار کار را تشدید کردند؛ بهگونهای که امروز بسیاری از کارفرمایان، علاوه بر دشواری جذب نیرو، حتی در حفظ نیروهای فعلی خود نیز با مشکل مواجه هستند.
اسدی با استناد به آمار و گزارشهای موجود تاکید میکند که تعدیل نیروی انسانی در شرکتهای فناوری به شکلی گسترده و در ابعاد قابلتوجه رخ داده است.
آنچه اسدی از زاویه کارفرمایان توصیف میکند، از نگاه جواد خزایی، سرپرست جذب و توسعه منابع انسانی توسن، در تغییر رفتار بازار کار نیز قابل مشاهده است. خزایی میگوید طی یک سال اخیر و همزمان با حاکم شدن شرایط جنگی، بازار کار فناوری دستکم دو تحول مهم را تجربه کرده است. نخست، کاهش یا توقف فعالیت بسیاری از کسبوکارهای فناوری که به موج گسترده تعدیل نیرو و حتی توقف کامل فرآیند جذب در برخی سازمانها انجامید. دوم، افزایش تمایل متخصصان به مهاجرت یا همکاری از راه دور با شرکتهای خارجی. به گفته او، اگرچه مهاجرت پدیده تازهای نیست، اما در یک سال گذشته به دلیل ابهامهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور، سرعت بیشتری گرفته است. همین شرایط باعث شده نگاه متخصصان به امنیت شغلی نیز تغییر کند و آنها بیش از گذشته به دنبال فعالیت در شرکتهایی باشند که کمتر در معرض پیامدهای جنگ و بحران قرار دارند.
در سوی دیگر بازار، فاطمه امینی، مدیر منابع انسانی دیجیشهر، معتقد است پیامد این تحولات را میتوان در شکاف میان عرضه و تقاضای نیروی کار مشاهده کرد. او با تقسیم نیروی انسانی اکوسیستم فناوری به دو گروه نیروهای فنی و نیروهای عملیاتی (Operation)، میگوید اگرچه حجم ارسال رزومه، درخواستهای استخدام و مراجعه برای مصاحبه افزایش یافته، اما این روند کمتر به استخدام منجر میشود. از نگاه او، مهمترین مانع، اختلاف بر سر میزان حقوق است؛ تا جایی که در برخی موارد، حقوق پیشنهادی کارجویان حتی از دریافتی نیروهای فعلی شرکتها نیز کمتر است. به گفته امینی، نتیجه این وضعیت شکلگیری نوعی نارضایتی همزمان در میان کارجویان و کارفرمایان است؛ بازاری که نه متقاضیان از شرایط آن رضایت دارند و نه شرکتها.
امینی در ادامه به وضعیت شرکتهای فینتکی اشاره میکند و میگوید این کسبوکارها به دلیل وابستگی کامل به اینترنت، بیش از سایر بخشها تحت تاثیر بحرانهای اخیر قرار گرفتهاند. به همین دلیل بسیاری از آنها در جذب نیروی جدید با احتیاط عمل میکنند. او توضیح میدهد وقتی آینده کسبوکار قابل پیشبینی نیست، شرکتها ترجیح میدهند با محافظهکاری بیشتری استخدام کنند تا در فاصله کوتاهی ناچار به تعدیل نیرو نشوند؛ زیرا هزینه تعدیل برای سازمانها، در بسیاری از موارد، از هزینه جذب نیروی جدید نیز بیشتر است.
هوش مصنوعی؛ تهدیدی خطرناکتر از جنگ؟
فاطمه امینی، مدیر منابع انسانی دیجیشهر، معتقد است فضای حاکم بر اکوسیستم فناوری بیش از هر زمان دیگری تحت تاثیر رویکرد بقا قرار گرفته است. او درباره وضعیت کلی شرکتهای فناوریمحور به پیوست گفت: «آنچه امروز در اکوسیستم مشاهده میشود این است که شرکتها کمتر به سمت ایجاد خطوط یا بخشهای جدید کسبوکار میروند، سرمایهگذاریهای تازه کاهش یافته و سازمانها با احتیاط بیشتری تصمیم میگیرند. بهعبارت دیگر، بسیاری از آنها وارد فاز بقا شدهاند.»
امینی با نگاهی خوشبینانهتر این وضعیت را نوعی استراتژی برای عبور از بحران میداند. به گفته او، در شرایطی که رکود، تورم و تبعات جنگ همزمان بر اقتصاد سایه انداخته و بازار کار نیز با موج تعدیل نیرو مواجه شده است، بسیاری از شرکتها تلاش میکنند با حفظ منابع موجود و اتخاذ راهبردهای محتاطانه، بقای خود را تضمین کنند؛ حتی اگر این تصمیم به معنای چشمپوشی موقت از برنامههای توسعه و رشد باشد.
او همچنین به فضای روانی حاکم بر اکوسیستم اشاره کرد و گفت انتشار مداوم اخباری درباره احتمال قطعی اینترنت، خاموشی دیتاسنترها، اعمال محدودیتهای دسترسی و رخدادهای مشابه، نگرانی کسبوکارهای اینترنتمحور و بهویژه شرکتهای فینتکی را تشدید کرده است. به باور امینی، همین نااطمینانیها سبب شده بسیاری از شرکتها در تصمیمهای مربوط به سرمایهگذاری و جذب نیروی انسانی محافظهکارانهتر عمل کنند.
در حالی که بسیاری از فعالان اکوسیستم، جنگ را مهمترین عامل تغییرات بازار کار میدانند، مشکات اسدی، مدیر نوآوری و ارتباط با صنعت کارخانه هوش مصنوعی ایران، معتقد است نباید از نقش پررنگ هوش مصنوعی در این تحولات غافل شد. او درباره میزان تاثیر هوش مصنوعی و جنگ بر موقعیتهای شغلی میگوید اثرگذاری هوش مصنوعی از جنگ عمیقتر و ماندگارتر است. به گفته اسدی، جنگ، شرایط اقتصادی و کاهش سرمایهگذاریها بیتردید بر بازار کار تاثیر گذاشتهاند، اما حتی اگر جنگ هم رخ نمیداد، بخش قابلتوجهی از تغییرات کنونی به دلیل گسترش هوش مصنوعی اتفاق میافتاد. او تاکید میکند: «جنگ این روند را متوقف نکرد؛ فقط سرعت آن را بیشتر کرد.»

اما امینی، مدیرمنابع انسانی دیجیشهر تاثیر اتفاقات ژئوپلیتیک، جنگ و نوسانهای اقتصادی را بیش از نقش هوش مصنوعی در بهخطر افتادن موقعیتهای شغلی دانست. طبق گفته او هوش مصنوعی درنهایت توانسته یکسری از کارها را راحتتر کرده و زمان به انجام رساندن آنها را تسریع کند، یعنی ممکن است در برخی از بخشها یک شرکت توانسته باشد به جای استخدام دو نیرو از ابزارهای هوش مصنوعی برای پیشبرد کارها استفاده کند که این تصمیم هم نتیجهبخش بوده و هم بهرهوری آن شرکت را در پی داشته است. اما تاثیر جنگ روی از دست رفتن موقعیتهای شغلی آنقدر گسترده و زیاد است که در مقایسه با هوش مصنوعی، وزنه سنگینتری محسوب میشود.
راز کمتر آسیب دیدن چیست؟
در شرایطی که بازار کار فناوری با سرعتی بیسابقه در حال تغییر است، یادگیری مهارتهای جدید بیش از هر زمان دیگری به یکی از مهمترین راههای حفظ موقعیت شغلی تبدیل شده است. اما این پرسش همچنان مطرح است که کارجویان و دانشجویان این حوزه باید دقیقا روی چه مهارتهایی سرمایهگذاری کنند؟
مشکات اسدی، مدیر نوآوری و ارتباط با صنعت کارخانه هوش مصنوعی ایران، در پاسخ به این پرسش میگوید نمیتوان نسخه واحدی برای همه کارفرمایان پیچید؛ زیرا معیارهای جذب نیروی انسانی از یک سازمان تا سازمان دیگر متفاوت است و هر کارفرما اولویتهای خاص خود را دارد. با این حال، او با استناد به تجربه خود و روندهای جاری اکوسیستم فناوری معتقد است متقاضیان این حوزه باید بیش از گذشته بر توسعه مهارتهای فناورانه و همچنین مهارتهای نرم تمرکز کنند. به گفته او، بخش مهمی از ارزش یک نیروی متخصص به مهارتهای نرمی بازمیگردد که در طول زمان و از مسیر تجربه، همکاری و حل مسئله به دست میآید و نمیتوان آنها را در مدت کوتاهی جایگزین کرد.
اسدی در عین حال تاکید میکند که پاسخ کسبوکارها به این تحولات نباید صرفا جذب نیروهای جدید و مسلط به ابزارهای نوین باشد. از نگاه او، سرمایهگذاری بر آموزش و ارتقای توانمندی کارکنان فعلی، در کنار جذب نیروهای تازه، شرط ضروری بقای سازمانها در دوران تحول فناوری است. او معتقد است اضافه شدن چند نیروی متخصص با مهارتهای جدید، بهتنهایی نمیتواند شکاف دانشی یک سازمان را پر کند و اگر دانش و مهارت کل مجموعه بهروز نشود، کسبوکار در بلندمدت همچنان با چالش مواجه خواهد بود.

خزایی، سرپرست جذب و توسعه منابع انسانی توسن، مهمترین توصیه خود به کارجویان و دانشجویان حوزه فناوری را حرکت به سمت یادگیری مهارتهای ترکیبی میداند. به گفته او، دیگر تسلط بر یک حوزه تخصصی برای بسیاری از موقعیتهای شغلی کافی نیست و سازمانها بیش از گذشته به دنبال افرادی هستند که بتوانند دانش و تجربه چند حوزه را با یکدیگر تلفیق کنند. او برای نمونه به موقعیتهایی مانند DevSecOps اشاره میکند که ترکیبی از تخصصهای دواپس (DevOps) و امنیت است و امروز به یکی از نمونههای پرتقاضای بازار کار تبدیل شده است.
خزایی در کنار مهارتهای فنی، بر اهمیت مهارتهای نرم نیز تاکید دارد. از نگاه او، آنچه یک متخصص را در بازار کار امروز از دیگران متمایز میکند، صرفا دانش فنی نیست، بلکه شایستگیهای رفتاری مانند تابآوری، یادگیری مستمر، توانایی برقراری ارتباط موثر و انعطافپذیری در مواجهه با تغییرات مداوم کسبوکار است؛ مهارتهایی که ارزش آنها با گسترش فناوریهای نوین بیش از گذشته نمایان شده است.
فاطمه امینی، مدیر منابع انسانی دیجیشهر، نیز اگرچه معتقد است نمیتوان نسخه واحدی برای همه کارجویان و دانشجویان تجویز کرد، اما توصیه میکند افراد در کنار یادگیری ابزارها و فناوریهای روز، روی مهارتهایی سرمایهگذاری کنند که بهسادگی قابل جایگزینی نیستند. او میگوید آشنایی با ابزارهای فنی و هوش مصنوعی دیگر یک مزیت رقابتی محسوب نمیشود، بلکه به تدریج به یک پیشنیاز ورود به بازار کار تبدیل خواهد شد.
امینی با اشاره به تغییر فرآیندهای استخدام توضیح میدهد که شیوه ارزیابی متقاضیان نیز دستخوش تحول شده است. به گفته او، تا چندی پیش از داوطلبان خواسته میشد برای سنجش تواناییهایشان پروژهای را انجام دهند، اما امروز بسیاری از این پروژهها با کمک ابزارهای هوش مصنوعی در مدت کوتاهی قابل انجام است. به همین دلیل، کارفرمایان بیش از گذشته به دنبال سنجش تواناییهایی هستند که هوش مصنوعی هنوز نمیتواند جایگزین آنها شود؛ مهارتهایی مانند حل مسئله، تفکر خلاق، مدیریت امور، تصمیمگیری و خلق ایدههای نو، همان قابلیتهایی هستند که میتوانند برای نیروی انسانی مزیت رقابتی ایجاد کنند.
سرمایهای که میرود، آیندهای که نیامده
جواد خزایی، سرپرست جذب و توسعه منابع انسانی توسن، معتقد است مهاجرت نیروی متخصص پدیده تازهای نیست، اما در سالهای اخیر با سرعت بیشتری ادامه یافته و هر سال بخش بیشتری از سرمایه انسانی متخصص، بهویژه در صنعت فناوری، از بازار کار کشور خارج میشود. به گفته او، این روند در برخی حوزههای تخصصی به اندازهای گسترده شده که بعضی موقعیتهای شغلی ماهها بدون متقاضی مناسب باقی میمانند و در نهایت سازمانها ناچار میشوند با کاهش استانداردها و انتظارات خود، نیروهایی را جذب کنند که فاصله قابلتوجهی با نیازهای واقعی کسبوکار دارند.
فاطمه امینی، مدیر منابع انسانی دیجیشهر، نیز این ارزیابی را تایید میکند و میگوید طی دو تا سه سال گذشته، مهاجرت نیروی انسانی، بهویژه متخصصان حوزه فناوری اطلاعات، شتاب بیشتری گرفته است. به اعتقاد او، اگر این روند ادامه پیدا کند، کسبوکارهای فناوری در سالهای آینده با چالشهای جدیتری در جذب و نگهداشت نیروهای متخصص مواجه خواهند شد؛ چالشی که آثار آن هماکنون نیز در بازار کار قابل مشاهده است.
امینی در ادامه، آینده بازار کار فناوری را به تحولات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور گره میزند. به گفته او، اگر تا پایان سال شرایط کشور بدون بحران جدید ادامه پیدا کند، شرکتهای اینترنتمحور و فینتکی میتوانند بهتدریج به سمت ثبات حرکت کرده و بخشی از آسیبهای ناشی از جنگ را جبران کنند. اما در صورت بروز بحرانهای تازه، نمیتوان چشمانداز امیدوارکنندهای برای اکوسیستم فناوری متصور بود. او تاکید میکند هر شوک جدید، کسبوکارها را ناچار میکند بار دیگر بخش مهمی از منابع و زمان خود را صرف ترمیم آسیبها کنند و عملا دوباره به نقطه شروع بازگردند.
خزایی نیز با نگاهی بلندمدت، بازار کار فناوری را وارد مرحلهای میداند که از آن با عنوان «جنگ استعدادها» یاد میشود. به باور او، صنعت فناوری اطلاعات در سالهای آینده همچنان یکی از دشوارترین حوزهها از نظر جذب و نگهداشت نیروی انسانی متخصص خواهد بود. در چنین شرایطی، سازمانها ناچارند بیش از گذشته روی برند کارفرمایی، تجربه کارکنان و طراحی مسیرهای شغلی شفاف و جذاب سرمایهگذاری کنند؛ زیرا حفظ نیروهای توانمند، به همان اندازه جذب آنها، به یکی از مهمترین مزیتهای رقابتی شرکتها تبدیل خواهد شد.
نظرات کاربران